بازخوانی یک مناقشه تاریخی با رجوع به صحیفه امام
«امام پاریس»؛ تداوم یا گسست در گفتار سیاسی امام خمینی (س)
به مناسبت آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی، دوازدهمین نشست از سلسله نشستهای «حرف شنیدنی» با عنوان «امام پاریس»، به همت معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی – مدیریت پژوهش، در حسینیه جماران برگزار شد؛ نشستی که با حضور دکتر مهدی جمشیدی، پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه، به یکی از مناقشهبرانگیزترین پرسشهای تاریخ انقلاب اسلامی پرداخت.
به مناسبت آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی، دوازدهمین نشست از سلسله نشستهای «حرف شنیدنی» با عنوان «امام پاریس»، به همت معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی – مدیریت پژوهش، در حسینیه جماران برگزار شد؛ نشستی که با حضور دکتر مهدی جمشیدی، پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه، به یکی از مناقشهبرانگیزترین پرسشهای تاریخ انقلاب اسلامی پرداخت.

پرسشی که از دهه ۱۳۷۰ به اینسو، بهتدریج به یک چارچوب تفسیری مسلط در نقدهای لیبرالی نسبت به انقلاب اسلامی تبدیل شده است: آیا میان گفتار امام خمینی (س) در نوفللوشاتو و مواضع ایشان پس از استقرار جمهوری اسلامی، گسستی معنادار رخ داده است؟ آنچه با عنوان «دوگانه امام پاریس و امام تهران» شناخته میشود، سالهاست در روایتهای ثانویه تکرار میشود و بهمثابه یک پیشفرض، مبنای داوری درباره انقلاب اسلامی قرار میگیرد.
هدف نشست این بود که مسیر دیگری را بگشاید؛ مسیری که بهجای تکیه بر بازخوانیهای پسینی و داوریهای ایدئولوژیک، مستقیماً به متن گفتار امام رجوع میکند. سخنانی که در ماههای پایانی حضور ایشان در پاریس بیان شده و در جلدهای پنجم و ششم صحیفه امام ثبت شده است؛ متونی که هم به لحاظ اعتبار سندی خدشهای به آن وارد نمیشود و از سوی دیگر کلید فهم منطق روایت امام از انقلاب، مردم و آینده نظام سیاسی بهشمار میآیند.
در این چارچوب، مسئله اصلی نه خودِ واقعیت اجتماعی انقلاب، بلکه چگونگی روایت امام از آن واقعیت است؛ روایتی که در پاریس شکل گرفت و پس از پیروزی انقلاب نیز استمرار یافت، و اکنون بار دیگر در جماران، موضوع بازخوانی و داوری قرار گرفت.
طرح مسئله: امامی متفاوت در پاریس؟
دکتر جمشیدی در ابتدای سخنان خود، با اشاره به رواج این فرضیه در محافل فکری و رسانهای، توضیح داد که منتقدان مدعیاند امام خمینی در دوران اقامت در نوفللوشاتو، گفتارهایی متفاوت با مواضع پس از پیروزی انقلاب داشته است. بهزعم این جریان، امام در پاریس از تکثر نیروهای سیاسی، نقش همه جریانها در انقلاب و نوعی قرائت لیبرالی از آینده ایران سخن گفته، اما پس از استقرار در قدرت، این روایت را کنار گذاشته است.
وی تأکید کرد: «مسئله اصلی، خود واقعیت اجتماعی انقلاب نیست، بلکه روایت امام از انقلاب است؛ یعنی ما با یک بحث روایتپژوهانه مواجهیم، نه داوری احساسی یا سیاسی».
روششناسی بحث: رجوع به صحیفه امام
به گفته دکتر جمشیدی، تنها راه داوری علمی در این مناقشه، رجوع مستقیم به صحیفه امام و تحلیل گفتارهای مستند ایشان در دوران پاریس است. وی تصریح کرد که معیار بحث، نه خاطرات شفاهی و روایتهای ثانویه، بلکه متون رسمی و ثبتشده امام خمینی، بهویژه در جلدهای چهارم و پنجم صحیفه امام است که گفتارهای نوفللوشاتو را در بر میگیرد.
او افزود: «اگر قرار است ادعای تغییر موضع امام اثبات شود، باید در خود گفتارهای پاریس نشانهای روشن از آن وجود داشته باشد.»
نقد ادعای تکثرگرایی سیاسی امام
دکتر جمشیدی با استناد به بیانات امام در پاریس، این ادعا را به چالش کشید و گفت: امام خمینی (س) در همان دوران، صراحتاً از وجود یک جریان غالب و اصیل سخن میگوید و سایر جریانها را در حد «خردهجریان» و «شبهجریان» معرفی میکند. به گفته وی، امام هرگز انقلاب اسلامی را حاصل ائتلاف برابر نیروهای متکثر ایدئولوژیک تصویر نکرده است.
نقدی بر طرح ادعای «اسلام حداقلی» توسط امام
یکی از محورهای اصلی بحث، ادعای «اسلام حداقلی» در گفتار امام پاریس بود. در این باره، با استناد به بیانات امام تأکید شد که ایشان اسلام را نه صرفاً مجموعهای از توصیههای اخلاقی، بلکه «نظام اجتماعی» معرفی میکند؛ نظامی که سیاست، اقتصاد و فرهنگ را دربر میگیرد. این تعریف، بهصراحت با قرائتهای سکولار از دین مرزبندی میکند و نشان میدهد نفی سکولاریسم، در متن گفتارهای پاریس نیز حضور دارد.
وی با اشاره به یکی از بیانات امام در جلد پنجم صحیفه امام (ص ۱۷۵) تأکید کرد که امام، «آرمانگرایی اصیل اسلامی» را محور اصلی حرکت مردم ایران میداند و نقش سایر جریانها را حاشیهای و محدود توصیف میکند.
ولایت، مردم و حکومت اسلامی
در ادامه، نسبت «جمهوری» و «اسلام» مورد بررسی قرار گرفت؛ نسبتی که از اصلیترین محورهای انتقادی به امام پاریس است. دکتر جمشیدی توضیح داد که تعبیر امام از «جمهوری مثل سایر جمهوریها»، ناظر به شکل اداره حکومت است، نه محتوای ایدئولوژیک آن. شواهد متنی نشان میدهد امام همزمان و بدون تعارض، از «جمهوری اسلامی» سخن گفته و هرگونه تقلیل آن به جمهوری سکولار را رد کرده است.
هدایت بهجای تصدی؛ روایت امام از نقش خود در قدرت
محور مهم دیگر، جایگاه امام در ساخت قدرت پس از انقلاب بود. بر اساس گفتارهای مستند حضرت امام در مجموعه 21 جلدی صحیفه امام، ایشان در پاریس بارها تأکید میکند که مسئولیتهای اجرایی مانند ریاست دولت یا جمهوری را نمیپذیرد. ایشان نقش خود را «هدایت» معرفی میکند؛ تعبیری که به گفته کارشناس برنامه، برای مخاطب رسانههای غربی قابل فهم بوده و در عین حال، دلالت روشنی بر جایگاه رهبری دینی دارد.
نسبیت «رأی مردم» و «امر ولایت دینی»
در همین چارچوب، نسبت «رأی مردم» و «ولایت» در گفتارهای امام در نوفللوشاتو نیز بازخوانی شد. تأکید بر این بود که عدم تکرار اصطلاح «ولایت فقیه» در مصاحبههای پاریس، به معنای کنار گذاشتن این مبنا نیست. امام با استفاده از مفاهیمی چون «حق شرعی»، «نظارت علما» و ارجاع به حکومت صدر اسلام، همان معنا را با زبانی متناسب با مخاطب بینالمللی منتقل کرده است.
دکتر جمشیدی با رد این تصور که امام در پاریس از امر ولایی سخن نگفته، تصریح کرد: «امام در همان مصاحبهها، از حق شرعی، حکومت اسلامی صدر اسلام و نقش نظارتی علمای اسلامی سخن میگوید که همگی دلالتهای روشن ولایی دارند.»
وی افزود: امام در پاریس، حکومت مطلوب را با حکومت پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) مقایسه میکند و از الگویی سخن میگوید که در آن، امام و امت در پیوندی ساختاری قرار دارند؛ الگویی که با قرائتهای لیبرالی از حاکمیت ناسازگار است.
کلام آخر: تداوم گفتار، نه تغییر موضع
در جمعبندی این نشست، دکتر جمشیدی تأکید کرد که بررسی مستند گفتارهای امام خمینی نشان میدهد هیچ گسست معناداری میان «امام پاریس» و «امام تهران» وجود ندارد. آنچه در دهههای بعد بهعنوان «امام سانسورشده پاریس» مطرح شده، بیش از آنکه بر متن صحیفه امام استوار باشد، حاصل خوانشهای گزینشی و ایدئولوژیک از تاریخ انقلاب است.
به گفته وی، امام خمینی از آغاز نهضت تا استقرار نظام جمهوری اسلامی، دارای یک گفتار منسجم، صریح و مبتنی بر مبانی اسلامی بوده است؛ گفتاری که هم به نقش مردم توجه دارد و هم به ضرورت هدایت ولایی، و این دو را در تقابل با یکدیگر قرار نمیدهد.