دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۵۲

گزارشی از دیدگاه‌های دکتر صادق پناهی‌نسب درباره بحران تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی

امام مردم؛ بازگرداندن تاریخ از روایت‌های قدرت به حافظه مردم

دکتر صادق پناهی‌نسب، عضو هیأت علمی دانشگاه یاسوج، در تحلیلی تفصیلی، ریشه‌های این بحران را واکاوی کرده و با تکیه بر اندیشه شهید مطهری، قرآن کریم و سیره امام خمینی(س)، نسبت به آفات جدی تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی هشدار می‌دهد.

در حالی‌که بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، همچنان یکی از چالش‌های بنیادین در حوزه اندیشه و فرهنگ، چگونگی روایت تاریخ انقلاباست؛ روایتی که اگر دچار انحراف، تعصب یا بی‌چارچوبی شود، نه‌تنها گذشته را مخدوش می‌کند، بلکه آینده را نیز دچار خطای محاسباتی خواهد کرد.

دکتر صادق پناهی‌نسب، عضو هیأت علمی دانشگاه یاسوج، در تحلیلی تفصیلی، ریشه‌های این بحران را واکاوی کرده و با تکیه بر اندیشه شهید مطهری، قرآن کریم و سیره امام خمینی(س)، نسبت به آفات جدی تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی هشدار می‌دهد.

تاریخ‌نگاری بی‌چارچوب؛ مسئله‌ای فراتر از اختلاف روایت‌ها

به‌گفته دکتر پناهی‌نسب، مشکل اصلی تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی «کمبود محتوا» نیست، بلکه فقدان چارچوب و مبناست. به تعبیر او، ما بسیار نوشته‌ایم و گفته‌ایم، اما کمتر مشخص کرده‌ایم از کدام جایگاه معرفتی و اخلاقی سخن می‌گوییم.

او تأکید می‌کند تاریخ‌نگاری، به‌ویژه درباره انقلابی که هنوز زنده است و آثارش در زندگی مردم جاری است، نمی‌تواند امری سلیقه‌ای یا احساسی باشد. هر جا تاریخ از چارچوب خارج شود، به‌سرعت یا اسیر حب و بغض سیاسی می‌شود، یا در دام تعصبات محلی، قومی و گروهی می‌افتد.

سه سطح تاریخ از نگاه شهید مطهری؛ معیاری برای سنجش صداقت

پناهی‌نسب برای توضیح این چارچوب، به تقسیم‌بندی مشهور شهید مطهری اشاره می‌کند:

تاریخ روایی، تاریخ تحلیلی و فلسفه تاریخ.

در تاریخ روایی، به‌گفته او، مورخ فقط یک وظیفه دارد: صداقت مطلق. نه اغراق، نه حذف، نه تحریف. اگر امام خمینی(س) جمله‌ای گفته است، همان باید نقل شود؛ «نه یک کلمه کمتر، نه یک کلمه بیشتر». او معتقد است حتی در این سطح پایه‌ای، تحریف‌های جدی رخ داده است.

از نگاه این استاد دانشگاه، تاریخ تحلیلی نیز بدون تکیه بر روایت معتبر، به «خیال‌پردازی روشنفکرانه» تبدیل می‌شود. تحلیل زمانی معتبر است که بر سند، شناخت شخصیت و سیره افراد استوار باشد؛ در غیر این صورت، به تعبیر او، «جعل مدرن» خواهد بود.

رجال‌شناسی؛ حلقه مفقوده روایت‌های رایج

یکی از محورهای جدی نقد دکتر پناهی‌نسب، نادیده گرفتن رجال‌شناسی در نقل تاریخ است. او توضیح می‌دهد که در سنت علمی اسلام، هیچ روایتی بدون شناخت راوی پذیرفته نمی‌شود.

به باور او، وقتی مورخی به نقل افراد یا جریان‌هایی می‌پردازد که سابقه وابستگی سیاسی، ایدئولوژیک یا امنیتی دارند، موظف است این پیشینه را شفاف بیان کند. این کار نه توهین است و نه برخورد جناحی؛ بلکه شرط اولیه صداقت علمی است.

فلسفه تاریخ؛ محلی برای ورود نگاه قرآنی

پناهی‌نسب سطح سوم تاریخ را «فلسفه تاریخ» می‌داند؛ جایی که تاریخ دیگر فقط روایت گذشته نیست، بلکه تحلیل مسیر آینده است. در این سطح، پرسش اصلی این است که جریان‌ها به کجا می‌روند: سلطنت‌طلبی، نفاق، صهیونیسم یا انقلاب اسلامی؟

او با تأکید بر نگاه قرآنی به تاریخ می‌گوید قرآن، تاریخ را برای سرگرمی نقل نمی‌کند؛ بلکه برای الگوگیری و عبرت. از میان هزاران پیامبر، فقط شمار اندکی معرفی می‌شوند؛ نه به‌خاطر کثرت، بلکه به‌دلیل «الگوبودن». در مقابل، از میان انبوه ستمگران، تنها چند چهره مانند فرعون، نمرود و قارون برجسته می‌شوند تا عبرت تاریخی شکل بگیرد.

 تاریخ شفاهی؛ فرصتی بزرگ با خطرات جدی

به اعتقاد این پژوهشگر، بخش مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی، ناگزیر تاریخ شفاهیاست؛ اما این حوزه نیز بدون ضابطه نیست. او با استناد به کلام امیرالمؤمنین(ع)، راویان تاریخ را به چهار دسته تقسیم می‌کند:

دشمنان آگاه، افراد سالم اما کم‌حافظه، افراد صادق اما ناآگاه به شرایط، و در نهایت راویان دقیق و امین.

مشکل امروز، به‌گفته او، آن است که همه این راویان در یک سطح قرار می‌گیرند و صرف «حضور در صحنه» ملاک اعتبار می‌شود؛ در حالی که این رویکرد، تاریخ را به شدت آسیب‌پذیر می‌کند.

اسناد؛ نقطه قوت مغفول‌مانده انقلاب

در کنار نقدها، دکتر پناهی‌نسب بر نقاط قوت جدی تاریخ‌نگاری انقلاب نیز تأکید دارد. او معتقد است امروز حجم عظیمی از اسناد در اختیار نهادهای رسمی کشور است؛ اسنادی که بسیاری از آن‌ها قابل راستی‌آزمایی و تطبیق هستند.

به باور او، در کنار این اسناد، وجود شخصیت‌های مورد وثوقی چون امام خمینی(س)، رهبر معظم انقلاب، شهید مطهری و شهید بهشتی، سرمایه‌ای معرفتی است که کمتر انقلابی در جهان از آن برخوردار بوده است.

آفات تاریخ‌نگاری؛ از تعصب محلی تا بی‌اخلاقی علمی

این استاد دانشگاه، تعصب منطقه‌ای، قوم‌گرایی، گروه‌محوری، حب و بغض، بی‌توجهی به حریم خانواده‌ها، و بی‌اخلاقی در زبان و بیان را از مهم‌ترین آفات تاریخ‌نگاری انقلاب می‌داند.

او تأکید می‌کند مورخ نه حق دارد دروغ بگوید، نه تهمت بزند و نه از تخیل شخصی به‌جای سند استفاده کند. به تعبیر او، «مورخ نه حرف اول را می‌زند و نه حرف آخر را؛ فقط به اندازه سندش سخن می‌گوید.»

امام مردم؛ نقطه اتصال تاریخ، اخلاق و جامعه

در پایان، دکتر پناهی‌نسب تأکید می‌کند که منطق امام خمینی(س) بر بازگرداندن تاریخ به مردم استوار بود؛ نه نخبگان خودخوانده، نه گروه‌ها و نه روایت‌های قدرت‌محور.

هر نوع تاریخ‌نگاری که مردم را از متن روایت حذف کند، حتی اگر به نام امام نوشته شود، در نهایت از گفتمان «امام مردم» فاصله گرفته است؛ چراکه امام، پیش از هر چیز، تاریخ را به حافظه جمعی مردم سپرد.

تماس با ما
پایگاه اطلاع‌رسانی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)
تهران خیابان باهنر خیابان یاسر خیابان حسنی‌کیا پلاک ۵۹
تلفن: ۲۲۲۹۰۱۹۱-۰۲۱ الی ۵
فکس: ۲۲۲۹۰۴۷۸
پست الکترونیک: info@icpikw.ir
پایگاه اطلاع‌رسانی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)
طراحی و پیاده‌سازی: دفتر فناوری و نوآوری
All Content by icpikw.ir is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License