ایام الله دهه فجر
نهادسازی در سبک رهبری امام خمینی(س)؛ از کاریزما تا عقلانیت نهادی
در چهلمینوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، نشست دوازدهم از سلسله نشستهای «حرفِ شنیدنی» با عنوان «مدیریت نهادی؛ پیوند شخصیت کاریزماتیک امام با عقلانیت نهادی»، به همت معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی - مدیریت پژوهش، روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ در استودیوی عروج برگزار شد.
در چهلمینوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، نشست دوازدهم از سلسله نشستهای «حرفِ شنیدنی» با عنوان «مدیریت نهادی؛ پیوند شخصیت کاریزماتیک امام با عقلانیت نهادی»، به همت معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی - مدیریت پژوهش، روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ در استودیوی عروج برگزار شد.
در این نشست، دکتر یوسف ترابی (دانشیار دانشگاه علوم انتظامی امین) و دکتر محمدصادق پناهینسب (عضو هیأت علمی دانشگاه یاسوج) به بررسی الگوی نهادسازی در سبک رهبری امام خمینی(س) پرداختند؛ الگویی که توانست مشروعیت انقلابی را به مشروعیت ساختاری و نهادی تبدیل کند.
دکتر پناهینسب در آغاز گفتوگو با اشاره به تفاوت الگوی انقلاب اسلامی با سایر انقلابهای مدرن، تأکید کرد که در همه انقلابها، پس از دوران شورش، چرخهای از افراط، ترمیدور و بازگشت به نظم پیشین دیده میشود؛ اما انقلاب اسلامی این الگو را شکست.
«انقلاب اسلامی ایران از بازگشت به گذشته سر باز زد، چون امام بهجای شور انقلابی، قاعده نهادی آورد.»
وی توضیح داد که با پیروزی انقلاب، امام خمینی(س) نه صرفاً یک نظام سیاسی جدید، که نوعی نظم معنایی تازه را پایهگذاری کرد؛ نظمی که در آن، ولایت فقیه بهمثابه بنیان هدایت دینی، در کنار جمهوریت مردم قرار گرفت و از تلفیق این دو، ساختاری نو با عنوان مردمسالاری دینی شکل گرفت. این مدل به تعبیر ترابی، نخستین الگویی بود که توانست مفهوم مشروعیت را از حوزه صرفاً کاریزماتیک به حوزه ساختاری و عقلانی منتقل کند.
«مشروعیت سیاسی در نظام امام، از ایمان مردم میجوشد و با نهادسازی دوام میآورد.»
او افزود: یکی از درسهای بزرگ انقلاب در نگاه امام، ضرورت عبور از هیجان انقلابی به سمت تثبیت عقلانیت نهادی بود؛ یعنی تبدیل شور به شعور. امام، به جای آنکه قدرت را بهمثابه ابزار اداره شخصی ببیند، به ساختن نهادهایی اندیشید که حامل روح انقلاب باشند و از تکرار تجربههای شکستخورده سایر انقلابها جلوگیری کنند.
در ادامه، دکتر پناهینسب با مرور کارکرد نهادها در چهار دهه گذشته، توضیح داد که نهادسازی امام را باید در دو سطح تحلیل کرد:
نخست، در سطح ساختارهای رسمی؛ مانند شکلگیری دولت، شورای انقلاب، و نهادهای جدیدی همچون کمیتهها و سپاه.
و دوم، در سطح حوزههای معنایی و اجتماعی؛ یعنی درونیابی روح دیانت، مسئولیتپذیری و عدالت در قالبهای نهادی.
«امام نهاد را تنها سازوکار اجرایی نمیدانست؛ نهاد در نگاه ایشان حامل معنا بود، نه صرفاً تشکیلات.»
پناهینسب با اشاره به روند عمومی انقلابها گفت: یکی از آسیبهای رایج در فرایند پس از انقلاب، فروکاست ایدهها به قدرت است؛ اما امام با تفکیک میان هدایت و اداره، اجازه نداد این فروکاست رخ دهد. او دولت را در ذیل ولایت و نه در سایه شخص خویش تعریف کرد؛ به همین دلیل، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی از ابتدا ماهیتی دوگانه اما هماهنگ داشت: از یکسو روح دینی و از سوی دیگر سازمان اجرایی مشخص.
وی تأکید کرد که اگر انقلاب اسلامی امروز به عنوان نظامی پایدار و در عین حال پویا شناخته میشود، ریشه آن در همین نهادسازی متوازن است؛ نهادهایی که به تعبیر امام، باید نه تکرار الگوهای غربی باشند، و نه انجماد تاریخی الگوهای سنتی، بلکه بازآفرینی عقلانیت اسلامی در قالب ساختارهای نو.
«نهادسازی امام، عقلانیت را از متن ایمان استخراج کرد و به سازوکار عمومی بدل ساخت.»
در ادامه، دکتر ترابی ضمن اشاره به پارامتر مشروعیت در اندیشه امام، گفت: معنای واقعی مشروعیت در انقلاب اسلامی، نه اقتدار از بالا، بلکه پذیرش از پایین بود. مردم در این نظام، نه پیرو منفعل، که شریک فعال در جریان هدایتاند. همین پیوند میان ایمان مردمی و نهادسازی دینی، راز تداوم انقلاب اسلامی است.
«امام، نهاد را پلی ساخت میان شور انقلابی مردم و نظم پایدار جامعه.»
پناهینسب در بخش پایانی گفتوگو یادآور شد که امروز نیز در گام دوم انقلاب، بازخوانی تجربه نهادسازی امام بهمثابه یک درس راهبردی ضرورت دارد، چراکه هر چالش حکمرانی اگر از حافظه نهادی جدا شود، به تکرار خطاهای تاریخ خواهد انجامید.
در جمعبندی نهایی مباحث، هر دو کارشناس بر این نکته تأکید داشتند که ماندگاری انقلاب اسلامی بیش از هر چیز، مرهون تبدیل سرمایه عظیم مردمی و کاریزماتیک امام خمینی(س) به ساختارها و نهادهای پایدار است.
هر دو سخنران بر این نکته توافق داشتند که تداوم انقلاب اسلامی و ثبات جمهوری اسلامی مرهون تبدیل کاریزمای امام به عقلانیت نهادی است.
«هنر رهبری امام خمینی(س) در آن بود که کاریزما را در قالب نهاد تثبیت کرد و مشروعیت انقلابی را به نظم ساختاری رساند.»
به تعبیر دکتر ترابی، اگر کاریزما در ساختار نهادی حل نمیشد، دوام نظام سیاسی ممکن نبود؛ و از نگاه دکتر پناهینسب، بدون زیرساخت نهادی، کاریزما نیز در گذر زمان تحلیل میرفت.
به عقیده کارشناسان، نه کاریزما بهتنهایی کافی بود، و نه نهاد بدون پشتوانه مردمی معنا داشت؛ آنچه انقلاب اسلامی را از دیگر انقلابها متمایز کرد، پیوند این دو ساحت در سبک رهبری امام بود.
«امام خمینی(س) کاریزما را در نهاد حل کرد و نهاد را با ایمان مردم زنده نگه داشت.»