کد مطلب: 1146 | تاریخ مطلب: 12/10/1398
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

نشست "تکاپـوی سیاسـی دانشجویان مسلمان خارج از کشـــور" در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی برگزار شد

نشست "تکاپـوی سیاسـی دانشجویان مسلمان خارج از کشـــور" در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی برگزار شد

نشست "تکاپوی سیاسی دانشجویان مسلمان خارج از کشور" توسط معاونت پژوهشی با همکاری گروه تاریخ انقلاب اسلامی در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی چندی قبل با حضور مجتبی باقرنژاد از اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا برگزار شد که به ذکر جزئیاتی از فعالیت های سیاسی این اتحادیه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته شد.

نشست "تکاپوی سیاسی دانشجویان مسلمان خارج از کشور" توسط معاونت پژوهشی با همکاری گروه تاریخ انقلاب اسلامی در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی در روز سه شنبه ۱۹ آذرماه ۱۳۹۸ با حضور مجتبی باقرنژاد از اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا برگزار گردید که به ذکر جزئیاتی از فعالیت های سیاسی این اتحادیه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته شد.

به گزارش پرتال امام خمینی(س)، مجتبی باقرنژاد در این نشست به ذکر جزئیاتی از فعالیت های سیاسی این اتحادیه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت، گفت: ما داریم از زمانی صحبت می کنیم که شاید حس آن برای نسل جوان ما بسیار سخت باشد که آن فضا را درک کند. شاید بیان و توضیح آن فضا موضوع را روشن کند ولی آن دقت عمل را به ما نمی دهد.

وی تأکید کرد: آن زمان نه به کسی مقام می دادند و نه به کسی ترفیع می دادند؛ به خصوص فضای خارج از کشور که هیچ گونه سنخیتی با فضای داخل ایران نداشت. در فضای خارج از کشور دانشجوها چند دغدغه داشتند. اولین مورد این بود که بتوانند واجباتشان را انجام دهند و از محرمات جلوگیری کنند. این کار بسیار مشکل بود. خود من برای به دست آوردن گوشت ذبح اسلامی، حدود یک سال گوشت نخوردم. نهایتا اینکه صحنه های خیابان، رفت و آمدها و توهین هایی که ناسیونالیست های آن کشور داشتند.

باقرنژاد افزود: در آن فضا وارد کار سیاسی شوید و ساواک شما را شناسایی کند، و متوجه شوید که ممنوع الخروج هستید و اگر به ایران بیایید دستگیر می شوید و سال های متمادی بدون دیدن خانواده باید آنجا بمانید. پس این کار منفعتی نداشت که وارد کار سیاسی شوند. اگر نیرویی در این مجموعه زحمت کشیده، از روی دلسوزی و احساس مسئولیت نسبت به دین و مملکتش وارد این عرصه مبارزه شده است.

وی در خصوص شروع فعالیت های دانشجویان مسلمان خارج از کشور اظهار داشت: درست است که این فعالیت ها قبل از ۱۵ خرداد سال ۴۲ شروع شده بود و بچه های مسلمانی در خارج از کشور بودند که فعالیت می کردند، اما نقطه عطف مهاجرت خیلی از دانشجویان مسلمان به خارج از کشور، تقریبا بعد از ۱۵ خرداد سال ۴۲ بود. قبل از سال ۴۲ ما آدم هایی را در خارج از کشور داشتیم، امثال مصطفی حقیقی که به عنوان نماد یک مسلمان سال های دهه ۴۰ باید از او نام برد. او در کنار یدالله خالدی پایه گذاران اتحادیه هستند. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا، سال ۴۰ تأسیس شد.

عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا تصریح کرد: سال ۱۳۴۰ برای تأسیس یک انجمن اسلامی جهانی دانشجویان مسلمان در مکه مکرمه جمع شدند. یعنی هدف آنها تشکیل یک سازمان جهانی بود. البته جلسه بعدی آن در دانشگاه سودان برگزار شد. متأسفانه با اختلافاتی که دانشجویان عرب بر سر تمایلات سیاسی داشتند، بعد از جلسه سودان جمع آنها متلاشی و ایده سازمان جهانی دانشجویان مسلمان تقریبا منتفی شد. بعد از سال ۴۲ سازمان اونسو نمی توانست نظرات بچه های ایران را جلب و انتظارات آنها را برآورده کند.

وی یادآور شد: شهید بهشتی اوایل سال ۱۳۴۴ از طرف آقای میلانی وارد آلمان شد. قبل از ایشان آقای محققی آنجا بود؛ که از طرف آقای بروجردی مأمور شد یک مرکز اسلامی در هامبورگ ایجاد کند. زمینی در بهترین نقطه شهر هامبورگ خریده شد و قرار شد که با کمک فرش فروشان و تجار ایرانی این کار انجام شود. دولت آلمان جلوی این کار را گرفت و دفتر آقای بروجردی هم مبلغ چندانی برای کمک به این کار ندادند. نهایتا اینکه تا زمان ورود شهید بهشتی مسجد نیمه کاره ماند و با ورود آقای بهشتی و تماس هایی که با ایران و غیره داشت توانست کار مسجد را راه اندازی کند و تقریبا اواسط سال ۴۵ مسجد کار روزانه را شروع کرد.

باقرنژاد اظهار داشت: زمانی که بچه ها احساس کردند باید سازمان مستقلی را ایجاد کنند، بهمن سال ۱۳۴۴ عبدالله توسلی، اسدلله خالدی و مصطفی حقیقی در منزل آقای خالدی جمع می شوند و با هم بحث می کنند که این تشکیلات سرانجام بگیرد. در آن جلسه تصمیم می گیرند دوستان را از شهرهای دیگر شناسایی کنند. تقریبا در برلین، هانوفر، ولسبورگ، گراس، وین و چند شهر دیگر نیروهایی شناسایی می شوند و به جلسه ای در اسفند ماه دعوت می شوند که تصمیم کلی گرفته شود.

وی ادامه داد: محمد توسلی هم در کنار مهندس بازرگان، ابراهیم یزدی و دیگران، چون در نهضت ملی همراه بودن همدیگر را می شناختند. محمد توسلی اساسنامه ای را ارائه می دهد و تقریبا اساس اساسنامه دانشجویان خارج از کشور همان اساسنامه می شود. اسم مجموعه را هم «مجمع انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا» می گذارند. آنجا تصمیم گرفته می شود که نشریه ای هم به عنوان «مکتب مبارز» چاپ شود. از اینجا به بعد نقش شهید بهشتی در قوام اتحادیه از نظر فکری شروع می شود.

عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا تأکید کرد: اینکه در جاهای مختلف گفته می شود آقای بهشتی مؤسس انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا بوده اند، به هیچ وجه درست نیست. ایشان در قوام و هدایت اتحادیه بسیار مؤثر بودند ولی بنیانگذار اتحادیه نبودند. فعالیت های اتحادیه به همین شکلی که گفتم شکل گرفت. نهایتا با مشورت آقای بهشتی که تکلیف اونسو چه می شود، آقای بهشتی تصمیم گرفت که شما در اونسو باقی بمانید؛ چرا که این اختلاف وجهه خوبی در بیرون ندارد و بوی تفرقه خواهد داد. مضاف بر اینکه اونسو از نظر قانونی ثبت شده بود و اجازه فعالیت داشت.

وی با بیان اینکه فعالیت های آقای بهشتی در هامبورگ نماد وحدت اسلامی بود، اظهار داشت: امروز شما از این صحنه ها کمتر خواهید دید که یک امام شیعه جلو بایستند و مأموم اهل سنت به او اقتدا کنند. اگر ما اندیشه های آقای بهشتی را دنبال کرده بودیم امروز به تفرقه بین شیعه و سنی گرفتار نمی شدیم. ما تازه می گوییم که اگر امام جماعت سنی ایستاد تقیه کنیم و پشت او بایستیم؛ در هامبورگ امام جماعت شیعه می ایستاد و همه پشت سر او نماز می خواندند.

باقرنژاد گفت: پس از برگزاری نشست دوم، فعالیت ها گسترده تر شد و تعداد انجمن ها به ۱۱ انجمن در سراسر اروپا رسید. دلیل این هم که فعالیت نیروهای دانشجو در آلمان متمرکز بود هم این است که آن زمان دانشگاه های آلمان از نظرهزینه مجانی بودو شهریه ای نداشت و وضعیت رفاهی از نظر بیمه و خانه دانشجویی هم بسیار ارزان تر از کشورهای دیگر بود. در انگلیس، فرانسه و آمریکا شهریه ها بسیار سنگین بود. معمولا دانشجویانی که در آلمان و اتریش تحصیل می کردند از اقشار متوسط به پایین جامعه ما بودند. دوستانی که در آمریکا و انگلیس بودند هم معمولا از اقشار مرفه جامعه بودند. در آن کشورهایی که این دانشجویان مرفه بودند فعالیت های سیاسی چندانی شاهد نبودیم.

وی تأکید کرد: از نظر رسمی ادامه پیدا کرده و ظاهرا هنوز اسم آن هست. ولی از نظر ما به عنوان اعضای قدیمی اتحادیه، آبان ماه سال ۱۳۶۰، نشست هفدهم اتحادیه ختم فعالیت های اتحادیه است؛ یا شاید بهتر باشد که ختم فعالیت های صحیح اتحادیه بگوییم. مطلب عمده ای که در این نشست مطرح شد بحث استقلال مالی اتحادیه بود. دکتر بهشتی چنان با بچه ها روی این قضیه به بحث نشستند و بچه ها هم استقبال کردند که هر جور شده باید از نظر مالی مستقل شوند. چون هر گروهی که از نظر مالی وابسته به جایی باشد، بالأخره وابستگی فکری هم پیدا خواهد کرد. به همین دلیل آنجا حق عضویت تعیین شد و هر عضوی موظف بود یک روز از درآمدش را به عنوان حق عضویت بدهد. ۱۵ خرداد هم به عنوان روز اتحادیه اعلام شد.

عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا ادامه داد: خدا را شاهد می گیرم که تا نشست هفدهم، غیر از ارتباطاتی که با دفتر امام در نجف ایجاد شد و مثلا یک ماشین چاپ را آقای دعایی هماهنگ کردند که برای ما بفرستند، حتی یک ریال هم اتحادیه از جایی اخذ نکرد و با پولی که خود دانشجویان تهیه می کردند این مجموعه را اداره کردند و کار فرهنگی زیادی انجام شد. اما در مقابل دانشجویان جریان چپ، بچه های مسلمان منابعی نداشتند و کتاب هایی که به درد ما می خورد مثلا پرتوی از قرآن آقای طالقانی یا اسلام مکتب مبارزه و مولد آقای بازرگان بود. با حضور دکتر بهشتی حرکت عظیمی از نظر فرهنگی ایجاد شد. از ایران هم سید هادی خسروشاهی خیلی حمایت کرد و مقالات خوبی می فرستاد. جزوات دیگری هم از طریق اتحادیه چاپ شد که تقریبا چکیده بحث های فرهنگی آن سال ها بود. تا آخرین لحظات فعالیت اتحادیه، بحث های فرهنگی محور فعالیت های اتحادیه بود.

وی افزود: ارتباط با حضرت امام یکی از دغدغه های اتحادیه بود. یکی از افتخارات اتحادیه این است که حضرت امام در طول عمر مبارکشان به هیچ سازمان، گروه و دسته ای پیام به نام ندادند؛ به غیر از اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا. تا آخر حیات اتحادیه ما حدود ۱۱ پیام به این شکل از امام دریافت کردیم. اولین مورد برای نشست پنجم بود که گزارش نشست را آقای صادق قطب زاده و مرحوم صادق طباطبایی به نجف بردند و ۱۱ دی ماه سال ۱۳۴۸ اولین پیام حضرت امام به اتحادیه فرستاده شد که ادامه پیدا کرد و تقریبا در تمام نشست های اتحادیه ما پیام حضرت امام را داشتیم.

. انتهای پیام /*
 

سخن هفته

حرم یار/

حرم یار/

آرامگاه خمینی کبیر که در ایران به "حرم مطهر" شهره است، در جنوبی ترین نقطه تهران و در کنار گلزار شهدای بهشت زهرا (س) بنا شده است و در نوع خود، در حقیقت مجموعه ای بزرگ و کم نظیر به شمار می رود. در شب 14 خرداد زمانی که حال امام امت رو به وخامت بود، جلسه ای با حضور مرحوم حاج سید احمد آقا خمینی و بعضی از اعضای دفتر امام و علمای قم و تهران و مسئولین کشور در جماران تشکیل و در مورد محل دفن ایشان نظرهای مختلفی ارائه شد و هر یک از مسئولین و سران نظام و بعضی از مراجع و علما پیشنهاداتی داشتند. پس از جمع بندی که تهران مناسبت ترین محل برای دفن امام است، با نظر مرحوم حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سید احمد خمینی و دیگران مقرر شد که پیکر امام (س) در نزدیکی شهدای بزرگوار انقلاب اسلامی و بهشت زهرا دفن شود. گروهی برای موقعیت یابی و انتخاب گزینه برتر به بهشت زهرا و اطراف آن عزیمت و پس از بررسی های همه جانبه، محل فعلی را تعیین نمود و با همکاری سازمان بهشت زهرا منطقه مورد نظر از سوی مالک خریداری و واگذار شد. منابع مالی هزینه های این طرح عظیم از محل کمک های مردمی، اعتبارات، همیاری دستگاه ها و نهادها، نذورات، عایدات و موقوفات تأمین می شود.!